|
وقتی باران می بارد قورباغه ها هم عاشق می شوند! (محمد علی رضا زاده)
|
" پیاده رو"
پاییزو پیاده رو هم پیاله اند../ گول خوردم .. /قدم زدن را ../ در باریکه ای که به اتومبیلی ختم می شد ../ ونرده هایی که مدادم ../درینگ درینگ../ با همه ی آهن های آن ../ معانقه کرد../ و برگهایی که آب جوی را گرم می کردند../ خدا را چه دیدی ../ بلکه آمیبی در این گرما ../ پی معشوقی درخود! بگردد ../ تا دوتا شود ../ خش خش که تمام شد ../ شکته بود ../ مدادی که کادویش کرده بودم ../ ولبخندی ../ که زمان معنای آن را شاید بفهمد ../ دستانم بود که عرق میکرد ../ و من...........................(خودمان)